close
تبلیغات در اینترنت
طنز و سرگرمی

موضوعات
اطلاعات کاربری
آرشیو
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

مطالب پربازديد
مطالب تصادفی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
درباره وبلاگ

مهدی نعمتی/اهل صومعه سرا/دانشجوی کارشناسی علوم تربیتی/دانشگاه پیام نور رشت /(12/4/67)/...............ای که بر وبلاگ من کردی گذر/ترسم بروی ، بدون اظهار نظر/من نگویم نظر خوب بده/نقد بر پایه ی اسلوب بده/ره نشانم بده بی عیب شود/یا از این صفحه به کل غیب شود
منوی اصلی
آمار سایت
    آمار مطالب
  • کل مطالب : 404
  • کل نظرات : 1921
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 63
  • آمار بازدید
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 5
  • بازدید امروز : 41
  • باردید دیروز : 6
  • ورودی امروز گوگل : 0
  • ورودی گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 47
  • بازدید ماه : 85
  • بازدید سال : 1,688
  • بازدید کلی : 73,646
  • مشخصات
  • آی پی : 34.228.30.69
  • سیستم عامل :
  • مرورگر:
کدهای اختصاصی
پشتیبانی
RSS

Powered By
Rozblog.Com
جستجو
آخرین ارسال های انجمن
درباره : طنز و سرگرمی ,

 

این موجد معروف یکی از گربه های پیام نور رشت میباشد که همه ی دانشجویان گرامی با ایشان

 

 آشنایی دارند چند روز گذشته  طی حمله ای که سگی در حیاط پشتی دانشگاه به ایشان

 

 داشتند ایشان با شجاعت بسیار باعث شدند سگ از دست ایشان اقدام به فرار نماید...

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز و سرگرمی ,

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.


این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.

 

کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.

به ادامه ی مطلب مراجعه شود


ادامه مطلب
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز و سرگرمی ,
چشمك

سال آخر دبيرستان بودم وخيلي آدم خجالتي تا به اون سن كه رسيده بودم نتوسته بودم دوستي براي خودم پيدا كنم ولي اين اواخر تو راه مدرسه يه دختره نظرمو به خودش جلب كرده بود . اون هر روز از مسيري كه من ميرفتم عبور مي كرد ! اون با دوست اش كه دختر زشتي هم بود باهم بودند ولي خودش دختر زيباي بود ، جالب اينكه تا به من ميرسيدند دوست اون دختره محل نمي گذاشت ولي خودش به من چشمك ميزد من اوايل بي تفاوت بودم ولي بعدا'' ديدم نميشه بي تفاوت بود آخه چشمك زدن كار هر روزاش شده بود . اين اوخر گاهي وقت ها هم ميخنديد من كه تا اون روز آدم خجالتي بودم داشتم كم كم پر رو ميشدم و دنبال موقعيتي بودم تا طرح دوستي بريزم يه روز گويي كه شانس بهم روكرده باشه اونو تنها ديدم به خودم جرات دادم و گفتم كه هر جوري باشه بايد بهش پيشنهاد دوستي بدم خيلي به هيجان آمده بودم صدام رو صاف كردم و گفتم خانم افتخار آشنايي ميديد محل نذاشت من شوكه شدم ولي خودمو نباختم دوباره گفتم ميتونم باهاتون دوست بشم برگشت و باخشم بهم نگاه كرد بهش گفتم (البته باترس) مگه خودتون هر روز بمن چشمك نميزديد؟ مگه چراغ سبز بهم نشون نداديد اومد بسمتم و محكم خوابوند در گوشم و با صداي لرزون ولي با فرياد گفت : ديوونه من مريض ام پلكم خودبخود ميپره حاليته يا بازم بگم

(قابل توجه اقایون دارای اعتماد به نفس!!!!!)(چشمــــــــــــــــــــــــــک)
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز و سرگرمی ,
مشروط شوید. مشروطی را برای دانشجو ساخته اند نه رئیس دانشگاه و اساتید. هیچکدام همه واحد های خود را پاس نکنید. از حد مجاز مشروطی و ترم های مجاز حضور در دانشگاه نهایت استفاده را ببرید. مطمئن باشید بیرون از دانشگاه هیچ خبری جز رفتن به سربازی و بعد از آن بیکاری وجود ندارد. حداقل وقتی که در دانشگاه حضور دارید به عنوان یک دانشجو شناخته می شوید نه یک بیکار…

 

دانشجوی نمونه شوید!!!|http://www.vitrindl.com/

به روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز و سرگرمی ,

 

                            

 

آقایان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذکور جامعه ...

آیا تا کنون با خود اندیشیده اید که به چه دلیل خدمت مقدس سربازی اجباریست ؟

چرا از قدیم و ندیم گفته اند که تا خدمت نروی مرد نمی شوی ؟!

چرا اکثر مردان موفق ، عامل اصلی این موفقیتشان را ۲ سال خدمت سربازی می دانند ؟!

چرا ۹/۹۹درصد خانواده های دختر دار حاضر نیستند به پسری که هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!

و چرا اکثر پسرهایی که قبل از سربازی رفتن زن می گیرند در آینده با مشکلاتی مواجه می شوند؟!

هدف از طرح این سوالات ، آماده کردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پی بردن به عمق فاجعه میباشد !

پاسخ تمام سوالات فوق در یک جمله خلاصه می شود و آن این است که ( خدمت سربازی یک

دوران آموزشی و تمرینی است جهت آشنایی هر چه بیشتر و بهتر آقایان مجرد با زندگی

زناشویی ! )بله ، درست شنیدید . شباهت های انکار ناپذیر میان خدمت سربازی و زندگی

زناشویی آنقدر زیاد است که از دیرباز ، در اکثر کشور های دنیا خدمت سربازی اجباری را قرار دادند

 تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشید ! منظورم قبل از متاهل شدن

بود ) برای ۲ سال طعم زندگی مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آینده ، زیاد احساس رنج و عذاب

 نکنند !

و اما شباهتهای میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی برای آقایان :

متن کامل را در ادامه ی مطلب بخوانید


ادامه مطلب
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز و سرگرمی ,

  • پروردگار محترم؛ نظر به بررسي‌هاي به عمل آمده توسط اينجانب، عليرغم بهره‌مندي از تمام نعمات و

  •  الطاف حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي؛ با توجه به اينکه حقير به هيچ جايي نرسيده و موجبات

  • شرمساريِ نسل بشريت را فراهم آورده‌ام، لذا خواهشمندم پيرو تبصره سوم بند اول قرارداد آفرينش،

  •  مورخ 1/1/1، منعقده في‌مابين ابر جد اينجانب مشهور به «آدم» و حضرتعالي؛ استعفاي اين حقير را از

  •  مقام «انسانيت» بپذيريد. بديهي است من بعد از اين هيچ ‌گونه مسووليتي را درخصوص رفتارهاي خويش

  •  قبول نميکنم...........!!!!

  • امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

    یک طنز بدون شرح!!

     مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن

    منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن

     شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن

     معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

     پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم

    پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده

    منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

    شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت

    معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق

     پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد

     مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد

    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

    من اگه جای اون مرده بودم همچین میکوبیدم به سرش:(
    در قسمت نظرات منتظر ایده های شما هستم@:

     

    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

    افكار بچه ها در موقعیت های مختلف !

     
     
     
                  وقتی روی شكم مادر حامله‌اش دست میگذارد


              گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


                             وقتی می‌خواهد غذا را از داخل فر بردارد


              گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


                                            وقتی در حمام است


             گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


                                   وقتی از روی جوی آب رد می‌شود


             گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


                   و سرانجام وقتی نیمه شب از جلوی اتاق والدین رد می‌شود 

     
               گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

      تصاویر رو تا آخر دنبال کنید و اونوقت حسابی میخندید

    1

     

    2

    3

    4

    5

    6

     

    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

    این نامه را در ادامه ی مطلب بخوانید


    ادامه مطلب
    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,
    روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
    گيرنده : همسر عزيزم
    موضوع : من رسيدم
    ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مياد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي که چه قدر اينجا گرمه !!!

     
    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

    قبر مرا نیم متر كمتر عمیق كنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیكتر باشم.

    بعد از مرگم، انگشت های مرا به رایگان در اختیاراداره انگشت نگاری قرار دهید.

    به پزشك قانونی بگویید روح مرا كالبدشكافی كند، من به آن مشكوكم!

    ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك كاری كنند.

    عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اكیدا ممنوع است.

    بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان راتماشا كنم.

    كارت شناساییم با دو قطعه عکس مرا لای كفنم بگذارید، شاید آنجاهم نیاز باشد!

    مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

    رویتابوت و كفن من بنویسید: این عاقبت كسی است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

    دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنید!

    كسانی كه زیر تابوت مرا می گیرند، باید هم قد باشند.

    شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بیکار ندهید.

    گواهینامه رانندگیم رابه یك آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

    کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناهدارند گشنه بمونند.

    بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم روبزارید.

    در مجلس ختم من گاز اشك آور پخش كنید تا همه به گریه بیفتند.

    از اینكه نمی توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم وخواهش میکنم پشت سرم حرف در نیارید.

    التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسیده کم نیاریم.

    به مرده شوی بگویید مرا با چوبك بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.

    چون تمام آرزوهایم را به گور می برم، سعی كنید قبر مرا بزرگ بسازید كه جای آنها هم باشد .

    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,
                                               
    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

     

     

    ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند.

    دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره.

    اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد.

    هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد.

    تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد.

    در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار.

    اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند.

    ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم.

    شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام

    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

    فوتبال در بهشت

    دو پيرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بسيار قديمى بودند. هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او می رفت.

    يک روز خسرو گفت: «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بوديم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى می کرديم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، يک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم می شود فوتبال بازى کرد يا نه؟»

    بهمن گفت: «خسرو جان، تو بهترين دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر می دهم.»

    چند روز بعد بهمن از دنيا رفت. يک شب، نيمه هاى شب، خسرو با صدايى از خواب پريد. يک شیء نورانى چشمک زن را ديد که نام او را صدا می زد: خسرو، خسرو...

    خسرو گفت: کيه؟

    منم، بهمن.

    تو بهمن نيستى، بهمن مرده!

    باور کن من خود بهمنم...

    تو الان کجايی؟

    بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و يک خبر بد برات دارم.

    خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو.

    بهمن گفت: اول اين که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر اين که تمام دوستان و هم تيمی هايمان که مرده اند نيز اينجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اينجاست. و باز هم از آن بهتر اين که همه ما دوباره جوان هستيم و هوا هم هميشه بهار است و از برف و باران خبرى نيست. و از همه بهتر اين که می توانيم هر چقدر دلمان می خواهد فوتبال بازى کنيم و هرگز خسته نمی شويم. در حين بازى هم هيچ کس آسيب نمی بيند.

    خسرو گفت: عاليه! حتى خوابش را هم نمی ديدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چيه؟

    بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تيم گذاشته!

    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,
    دخترم گفت: تو پدر خوبی
    نیستی
    من برافروخته گفتم: من حافظ و مولانا را از حفظم
    گفت: باشه اما پدر خوبی نیستی
    گفتم: من با اینشتین همکلاس بودم
    گفت: باشه. افتخار نیست
    گفتم: من سه بار به اورست صعود کرده ام
    گفت: کار مهمی نکردی
    گفتم: استاد فلسفه هستم. قانون مطلق را ثابت کرده ام
    گفت: به درد نمی خوره
    گفتم: جزو چهره های ماندگار هستم
    گفت: که چی؟
    گفتم: شهرت جهانی دارم
    گفت: کدوم جهان؟
    گفتم: همه آرزوی دیدنم را دارند. امضایم را می خواهند
    گفت: چون نمی شناسنت
    گفتم: مفسر هستی هستم
    گفت: به درد خودت می خوره
    گفتم: کیمیای وجود را می شناسم
    گفت: کدوم وجود جاویدانه؟ - تو پدر خوبی نیستی
    گفتم: به انسان مهر می ورزم
    گفت: درس اخلاق می دی
    گفتم: حقیقت را فهمیده ام
    گفت: حقیقت همیشه یه چیز دیگه س
    گفتم: کدام چیز دیگر؟ تو بگو
    گفت: اینکه تو پدر خوبی نیستی
    گفتم: چرا؟
    گفت: منو نمی فهمی
    گفتم: چطور؟
    گفت: برام کفش تق تقی بخر!
    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

    خر شاکی

    خر شاکی

    خر سر حال

    خر رومانتیک

    خر نی نی

    خر نجیب

    خر مدرن

    خر مکزیکی

    خر متعجب

    خر کیف

    خر اسراییلی

    خر عراقی

     

    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

    علت انقراض دانیاسورها مشخص شد

    آرايشگاه ساسي مانكن!!!

     

    بیایید برای این مرد دعا کنید

     

     

     

    عکسهای جنجالی آقای اوباما

     

     

    چرخه ازدواج

     

     

    ادامه ی تصاویر را در ادامه ی مطلب مشاهده فرمایید


    ادامه مطلب
    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,
    خريد شوهر
    یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد.

    این مرکز، پنج طبقه داشت و هر چه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد. اما اگر در طبقه ای دری را باز می کردند باید حتما آن مرد را انتخاب می کردند و اگر به طبقه ی بالاتر می رفتند دیگر اجازه ی برگشت نداشتند و هرکس فقط یک بار می توانست از این مرکز استفاده کند.

    روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.
    در اولین طبقه، بر روی دری نوشته بود: “این مردان، شغل و بچه های دوست داشتنی دارند.”
    دختری که تابلو را خوانده بود گفت: “خوب، بهتر از کار داشتن یا بچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینیم بالاتری ها چگونه اند؟”

    پس به طبقه ی بالایی رفتند…

    در طبقه ی دوم نوشته بود: “این مردان، شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند.”

    دختر گفت: “هوووومممم… طبقه بالاتر چه جوریه…؟”
    طبقه ی سوم: “این مردان شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند و در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند.”

    دختر: “وای…. چقدر وسوسه انگیر… ولی بریم بالاتر.” و دوباره رفتند…

    طبقه ی چهارم: “این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند. دارای چهره ای زیبا هستند. همچنین در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند و اهداف عالی در زندگی دارند”
    آن دو واقعا به وجد آمده بودند…
    دختر: “وای چقدر خوب. پس چه چیزی ممکنه در طبقه ی آخر باشه؟”

    پس به طبقه ی پنجم رفتند…

    آنجا نوشته بود: “این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند! از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز خوبی را برای شما آرزومندیم!”
    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

    ادامه ی تصاویر در ادامه ی مطلب


    ادامه مطلب
    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

                                                

    برای دسترسی به اس ام اس ها به اذامه ی مطالب بروید


    ادامه مطلب
    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

    نی نی ها

    من سرم توی کار خودم بود ….
    بعد یه روز یه نفر رو دیدم ….
     
     
    اون این شکلی بود !
     
     
     
     
     
    ما اوقات خوبی با هم داشتیم ….

     
     
    برای دیدن تصاویر به ادامه ی مراجعه کنید 

    ادامه مطلب
    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

     

    تمام دولت های دنیا دارن به ملت یارانه میدن

    خدمات هم میدن

    در خیلی از کشورها علاوه بر خدمات حقوق ماهیانه هم برای  شهروندان در نظر میگیرن

    اگه دولت بخواد که خدمات رو به بهانه ماهی 40 یا 50 تومن حذف کنه که فاتحمون خوندست

    نباید یارانه دهک های پایین جامعه حذف بشه

    مگه ما چه گناهی کردیم که بیشتر یارانه داره توسط سرمایه دارها استفاده میشه

    اصلا چرا باید یارانه آرد حذف بشه؟

    غیر از اینه که دهک های پایین بیشترین مصرف نان  رو دارند؟

    اگه من اینجا حرفی میزنم یا دوخط شعری میگم از روی دلسوزیه نه مخالفت با دولت یا اهداف والاشون

    این هم سهم من از صدای شما

     

    بنازم دولت و آن ادعایش

    هدفمند کردن یارانه هایش

     

    بنازم مجلس و تصویب طرحش

    که آخر هم شد او تسلیم طرحش

     

    بنازم من بر این جراحی سخت

    که خواهد مرد بیمارش بر این تخت

     

    چه گویم از تحول های مادی

    تحول های پوچ اقتصادی

     

    اگر یارانه گردد حذف ، اخطار!

    که قیمت ها شود آزاد از این کار

     

    مخوانیدش دگر طرحی هدفمند

    بفرمایید یک طرح حَذَفمند

     

    تحول میشود آن هم  جهانی

    جهانی گشتن از نوع گرانی

     

    که قیمت همچو لندن گشته بیدار

    ولی ظاهر شبیه عصر قاجار

     

    همان دهکوره دیروز هستیم

    که دل بر برج میلادش ببستیم

     

    جهانی میشویم از این تحول

    ولی بسیار میخواهد تحمل

     

    تحمل کی توان با جیب خالی

    فقط با ماهی پنجاه تا هزاری

     

    که پول یک پفک هم نیست این پول

    ماهی پانصد هزاری هست مقبول

     

    از این پس قبض برقت را که دیدی

    و چار- پنج متری از جایت پریدی

     

    و یا با قبض گاز و آب جاری

    اگر شد ابر چشمانت بهاری

     

    خودت را کنترل کن جان  مادر

    که  سهمت سکته خواهد شد در آخر

     

    ماهی  پنجاه تومن گردد تو را کوفت

    امان از این انرژی ها و این سوخت

     

    رعایت گر کنی الگوی مصرف

    توانی ساخت با طرحی  مزخرف

     

    نه با ماشین بی بنزین سفر کن

    نه جز با خط یازده جاده سرکن

     

    هواپیمارو   کلاً   بیخیال   باش

    به فکر پولِ "دفن" و "هفت" و "سال"باش

     

    دگر گوشی مزن بر شارژ ، هر روز

    دگر TV خود را هم میفروز

     

    ازاین پس دیدن کارتون حرام است

    عمو پورنگ و سوباسا تمام است

     

    از این پس پای فوتبال ها نشینید

    بی بی سی پرشین را هم نبینید

     

    اگر مردی ز شرجی  یا ز گرما

    plz یک پنکه را روشن بفرما

     

    اتو هم مصرفش چون برق و باد است

    چروک جامه ها زین پس زیاد است

     

    اگر یخ بسته ای از برف و بوران

    بخاری را مکن هرگز  فروزان

     

    بسان سرخپوست امریکایی

    بیافروز آتشِ بی انتهایی

     

    غذای پختنی ممنوع گردد

    که گاز مصرفی محدود گردد

     

    از این پس دوش گرفتن ماهی یکبار

    جهان پر میشود از بوی مردار

     

    شنیدم سوبسید آرد هم تمام شد

    و نان همسنگ مرغ و زعفران شد

     

    و بنزین میشود نرخ جهانی

    بده مرگی خدایا زین گرانی

     

    تورم میکشد از 100 به بالا

    بنارم من بر این اهداف والا

     

    ز همسایه نبینی مهربانی

    اگر از او  بخواهی قرص نانی

     

     و صدها مشکل دیگر به راه است

    مگو بدبینم و دیدم  سیاه است

     

    خلاصه خیر از این دنیا نبینی

    مگر با شیوه چادرنشینی

     

    بباید رحلت از این شهر سوری

    برو گوگوریو ، گوگوری مگوری

     

    جومونگ باش مگو تنها شعاری

    مگو از وعده های پوچ و خالی


     

    در آنجا امپراطوری بنا کن

    از این سردرگمی خود را رها کن

     

    و آنجا دولتی نو دست و پا کن

    و مردم را ز نفتش اغنیا کن

     

    عدالت کن بر این مردم از آن نفت

    که پولش هرکجا جز جیب ما رفت

     

    به قصد ماهی پنجاه تا هزاری

    مگو یارانه میگردد فراری

     

    مگو شعرم سیاسی هست و بودار

    که سایتم میشود فیلتر از این کار

     

    مگو من موج سبزم یا سیاسی

    که جانم دوست میدارم اساسی

     

    فقط نقدی من از این طرح کردم

    و درد  مردمان را شرح کردم

     

    خدایا عاقبت را خیر گردان

    از این طرح سراسر نقص و بحران

     

    که اجرا میشود با سرعت نور

    کمی آهسته تر  آقای جمهور

     

    خدایا نفت را دادی تو ارزان

    ولی خیری ندیدم هرگز از آن

     

    نشد سهمم بجر فقر و نداری

    که از این نفت دارم یادگاری

     

    دوستان خواهشاً برداشت سیاسی نکنید که واسم بد میشه

    برداشت های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و ... بفرمایید

     البته اگه زحمتتون نمیشه

    چقد طرفدار دارم

    هرکی نظر نده شعرم کوفتش بشه

    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    درباره : طنز و سرگرمی ,

            

     

    بر هيچ آموزنده و يا جوينده دانش در هر برهه از زمان ، پوشيده نبوده و نيست ، که شب قبل از هر امتحاني ، و آنچه در اين شب خوانده ، آموخته و حفظ مي شود ، مهمترين و موثر ترين عامل در کسب نمره مقبول و رضايت بخش خواهد بود ! و همگان بر اين نکته نيزآگاهند که مهمترين دشمن اين شب ارزشمند ، همانا خواب ناز مي باشد که با غلبه بر چشمان باز هر محصلي ، آنها را خواهد بست و در نتيجه ، محصلين بيچاره را از برکات اين شب گرانبها بي بهره خواهد نمود .

    لذا بر آن شديم تا چند راه از طرق بي شمار مبارزه با اين دشمن خوني شب امتحان ، يعني خواب     را براي شما محصلين عزيز در هر مقطع تحصيلي که مي باشيد ، از پيش دبستاني گرفته تا فوق دکترا ، بازگو نماييم ، باشد که پس از احراز نمرات بالا و در نهايت ، رسيدن به قله هاي رفيع علم و دانش و ايضا ثروت ، ما را نيز از دعاي خيرتان بي بهره نفرماييد !

    ۱_ استفاده از چوب کبريت !

    ساده ترين ، بي خطر ترين ، کم هزينه ترين و رايج ترين روش ، همان روشي است که سال ها پيش بازيگر نقش اول فيلم سينمايي ( بايسيکل ران ) براي جلوگيري از به خواب رفتن از آن بهره برد ، يعني استفاده از چوب کبريت ، بدين صورت که دو عدد چوب کبريت را از داخل قوطي آن برداشته   و آنها را بين پلک بالا و پايين خود قرار مي دهيد تا مانع از بهم پيوستن دو پلک شما و در نتيجه ، خواب رفتگيتان بشود ! ( اخطار ! حتما توجه داشته باشيد که کبريت هاي استفاده شده ، از نوع کبريت بي خطر باشند ! ) .

     

    ۲ _ نوشيدن قهوه و چاي پر رنگ به مقدار فراوان :

    که اين مورد ، از دو جهت به شما در مبارزه با خواب کمک خواهد کرد : يکي اينکه اين نوشيدني ها به علت دارا بودن ماده اي به نام کافئين ، خواب را از چشمان شما فراري خواهند داد و نکته ديگر اينکه ، از آنجا که نوشيدني هاي فوق ، جزء مايعات محسوب مي شوند ، لذا مصرف بيش از حد آنها ، نياز شما را به استفاده از دستشويي بالا خواهد برد که اين امر نيز علاوه بر تامين سلامت کليه هاي شما ، به پريدن بيش از پيش خوابتان نيز کمک خواهد کرد ! لازم به ذکر است که مايعات ديگر ، غير از موارد فوق ، فقط از حسن دوم نام برده شده برخوردار مي باشند !

     

    ۳ _ بهره گيري از آب يخ :

    اين مورد به ميزان زيادي ، بستگي به آن دارد که شما در کدام فصل از سال به سر مي بريد !

     چنانچه در فصول بهار و تابستان مي باشيد ، ابتدا بوسيله دوش آب يخ يا وان پر از آب يخ و يا در صورت فقدان اين موارد ، قابلمه و يا آفتابه پر از آب يخ ، کاملا سر و صورت و حتي المقدور ، بدن خود را خيس نماييد و بلافاصله کولر گازي يا آبي خود را روشن و در حالت زياد قرار دهيد و مستقيما در مقابل باد آن قرار گيريد تا نسل هرچي خواب است از بدن شما منقرض شود ! اگر هم در فصول پاييز و زمستان قرار داريد که ديگر نيازي به صرف هزينه برق و استفاده از کولر نمي باشد و شما مي توانيد با همان سر و بدن خيس به داخل حياط يا کوچه برويد و منتظر بمانيد تا عمليات پريدن خواب به طور کامل انجام شود !

     

    ۴ _ اقدام به خود زني :

    اين روش کاملا غير اخلاقي مي باشد و آنرا جز در مواقع اضطرار ، به شما توصيه نمي کنيم .

     در اين روش ، چنانچه در هنگام مطالعه ، خواب بر شما غلبه کرد ، مي توانيد چند عدد کشيده محکم و آبدار درست مثل آنهاييکه در ايام طفوليت به هنگام شيطنت کردن از پدر ، معلم ، داداش بزرگه و ... خورده ايد ، به صورت خودتان بزنيد تا پدر هرچي خواب است ، در بيايد !

    از روش هاي موثر ديگر اين مورد مي توان به گرفتن نيشگون از نقاط حساس بدن  ، زدن بيني به مشت ، کوبيدن سر به ديوار ، کردن دست در بخاري ، کندن مو به صورت لاخ لاخ از سر ، ابرو ،  ريش و سبيل ( در مورد آقايان ) ، دست و پا ، بيني و ...، و گاز گرفتن نقاط مختلف بدن اشاره کرد !

     

    ۵ _ استعمال داروهاي شيميايي :

    اين روش به عنوان آخرين تير ترکش و آخرين راه ممکنه به شما توصيه مي شود و خاطر نشان مي کنيم که تا زمانيکه استفاده از هر کدام از روش هاي فوق برايتان ميسر مي باشد ، براي حفظ سلامتي جسمي و رواني خود ، به هيچ عنوان از اين روش استفاده ننماييد !

    در اين روش شما مي توانيد در ابتدا با خوردن شربت هاي تلخ به مبارزه با خواب بپردازيد ، چنانچه آنها موثر نبودند مي توانيد از انواع قرص هاي ضد خواب استفاده نماييد و در آخرين مرحله و به عنوان آخرين متد موجود روز دنيا ، شما مي توانيد از قرص هاي نشاط آور و روان گردان براي رسيدن به مقصودتان بهره ببريد .

    البته اکيدا به شما توصيه مي شود که قرص هاي مذکور را فقط در شب آخرين امتحانتان استفاده نماييد به چند دليل : يکي اينکه ممکن است تا چندين روز بعد از استعمال آنها ، در وضع ظاهري و روحي و رواني مناسبي نباشيد که انتظامات دانشگاه شما را به دانشگاه راه دهد و در نتيجه از شرکت در بقيه امتحاناتتان محروم شويد ! دوم اينکه ممکن است تا چند روز در بيمارستان و يا تيمارستان بستري باشيد و نتوانيد يا نگذارند که به دانشگاه برويد و امتحان بدهيد و مورد سوم ، در بدترين حالت ممکن است چند ساعت پس از استفاده از اين قرص ها ، بدليل مسموميت شديد و يا عوارض معمول ديگر قرص هاي مذکور ، جان به جان آفرين تسليم کنيد و تبديل به يک محصل ميّت شويد و لذا به همين دليل توصيه مي شود که شب آخرين امتحانتان از آنها استفاده نماييد تا بتوانيد با مدرک تحصيلي و سطح سواد بالاتري فارغ الزندگي شويد !

     

    لازم به ياد آوري است که براي گرفت نتيجه بهتر از روش هاي فوق ، ضروري است که هرگونه بالش ، پتو ، زير انداز و هر نوع لوازمي که ياد آور خواب باشد را از محل درس خواندن خود دور نماييد  تا نکند که با مشاهده آنها ، روش هاي بکار برده تان خنثي شود و خواب بتواند بر شما غلبه نمايد .

    با آرزوي موفقيت در کليه امتحانات براي تمامي شما جويندگان و آموزندگان علم و دانش .

     

    نظر یادتون نره 

    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    آخرين مطالب ارسالي
    وقتي دستام خالي باشه
    تاریخ : سه شنبه 18 مرداد 1390
    متن آهنگ یه مسافر شاهرخ
    تاریخ : شنبه 01 مرداد 1390
    دوست و دوستدارت: خدا
    تاریخ : سه شنبه 10 خرداد 1390
    شعر طنز کراوات
    تاریخ : سه شنبه 20 اردیبهشت 1390
    ترانه ی جدیدم(دلم چه خوش بود الکی)
    تاریخ : شنبه 17 اردیبهشت 1390