close
تبلیغات در اینترنت
ســــــــــودای سپیـــــــــد

آخرین ارسال های انجمن

حضرت موسی(ع) و مرد کشاورز


روزی حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد: دلم می خواهد یکی از آن بندگان خوبت را ببینم.

 

 خطاب آمد: به صحرا برو. آنجا مردی کشاورزی می کند. او از خوبان درگاه ماست. حضرت به صحرا

 

 آمد و مردی را مشغول به کشاورزی دید. حضرت تعجب کرد که او چگونه به درجه ای رسیده است

 

 که خداوند می فرماید از خوبان ماست. از جبرئیل پرسش کرد. جبرئیل عرض کرد: در همین لحظه

 

 خداوند او را امتحان میکند، عکس العمل او را مشاهده کن. بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک

 

 لحظه هر دو چشمش را از دست داد. نشست و بیلش را در مقابلش قرار داد و گفت: مولای من تا تو

 

 مرابینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم. حال که تو مرا نابینا می پسندی من

 

 نابینایی را بیش از بینایی دوست می دارم. حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده است. رو کرد به

 

 آن مرد و فرمود: ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه. میخواهی دعا کنم خداوند چشمانت را شفا

 

 دهد؟ مرد گفت: خیر. حضرت فرمود: چرا؟ گفت: آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست

 

 می دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم



تعداد بازدید : 497
مطالب مرتبط :
دوست و دوستدارت: خدا
گفته بودند او هیچ وقت نمی تواند دوباره راه برود*
هیچگاه امید کسی را نا امید نکن
ماهيگير مکزيکی
حضرت موسی(ع) و مرد کشاورز
پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُي‌خُوريم نِنه .....
عیب کوچولوی عروس !!!
هیزم شكن
قلب زیبا
خدا هست!
  • نوشته :
  • سه شنبه 18 آبان 1389
  • لینک ثابت
  • نظرات وبلاگ
    نام شما :
    آدرس وب سایت :
    پست الکترونیک :
    ایمیل * (برای عموم نمایش داده نخواهد شد)
    پیام شما :
    شکلک ها :
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    :
    نظر خصوصی
    کد امنیتی :
    :
    نام ارسال کننده : HaStI
    KHOSH BE HALE OUN KESHAVARZ,HAR KAC NEMITONE INTOR BASHEشکلک
    20 آبان 1389 | 7:22
    نام ارسال کننده : shadi
    kash ma ham hamchin imani dashtimشکلک
    18 آبان 1389 | 13:02